|
|
|||||
مسکو، "یوگنی ساتانوفسکی" رئیس انستیتو خاور نزدیک، ویژه خبرگزاری «نووستی»/ اخیراً نتایج جنگ در عراق را هرچه بیشتر با نتایج جنگ در ویتنام مقایسه می کنند. چنین چیزی از سوی متفقین آمریکا و مخالفین آنها، سیاستمداران حرفه ای و مردم عادی، خبرنگاران و ژنرال ها صورت می گیرد. و همه آنها در اشتباهند. بیشتر تشابهاتی که بر اساس خاطرات جنگ ویتنام می باشند، در اوضاع با عراق کاربردی ندارند. تفاوت در اینجا نیست که در ویتنام آمریکایی ها در جنگل ها می جنگیدند و در عراق در بیابان ها و شهرها؛ در سطح و میزان تسلیحات و فناوری ها هم نیست؛ در این هم نیست که آمریکا چگونه بوده و طی چند ده سال چگونه شده است. مهم این است که در ویتنام نه شمال و جنوب کشور و بلکه ابرقدرت ها مبارزه می کردند. آمریکا علیه شوروی مبارزه می کرد. مبادلات تجاری و تماس های دیپلماتیک بین واشنگتن و مسکو کمک به ملایم نمودن رویارویی ها نموده و آن را در چارچوبی معین نگاهداشتند. جنگ ویتنام بخشی از "بازی بزرگ" بود. جنگ ویتنام بر خلاف جنگ عراق، از عوامل مذهبی و ملیتی برخوردار نبود. برخلاف عراق، همسایه، همسایه خود را بخاطر اینکه طور دیگری نماز می خواند و یا متعلق به ملیت دیگری است، نمی کشت. جنگ ویتنام مناقشه تمدن ها نبود. در عراق بخش اعظم افرادی که علیه نیروهای ائتلاف می جنگند، باور دارند که آنها جهان اسلام را از "صلیب به دوشان" محافظت می کنند. جنگ امروز عراق، جنگ همه علیه همه است. و از نقطه نظر عراقی ها، جنگ پاتیزان ها با اشغالگران. و از نقطه نظر غرب، جنگ نیروهای ائتلافی علیه تروریستان. جنگ اعراب و کردهاس. و جنگ شیعه و سنی که عراق جبهه اصلی این جنگ راه اندازی شده در تمامی جهان اسلام، از لبنان تا پاکستان می باشد. جنگ در عراق، اختلاف و نفاق بین سنیان و برخورد بین رهبران شیعه است. این جنگ بین بعثی ها و طرفداران القاعده است؛ بین شیخ های شیعه محلی و افرادی است که روی به ایران دارند؛ بین مخالفین دولت دست نشانده و هواداران اندک آن. و اگر در ویتنام جنگ بر سر کنترل کشور بود، عراق مدت بسیاری است که از یک کشور، به یک سرزمین تبدیل شده است. هیچیک از طرفین درگیر، از جمله نیروهای ائتلاف و دولت عراق کنترلی بر آن نداشته و نمی توانند داشته باشند. عراق دیگر یک کشور نیست. این یک "منطقه تیره و تار" است با وسعت یک کشور. روز 11 اکتبر سال 2006، پارلمان عراق قانون ساختار فدراتیو کشور را تصویب نمود. این امر، ایجاد مناطق خودمختار در عراق را مشروع نمود که بعقیده بیشتر کارشناسان در آینده ای نزدیک منجر به فروپاشی کشور می شود. در بین شیعیان رادیکالی ترین موضع را امام موسی صدر دارد که ایجاد دولت اسلامی در عراق مطابق نمونه ایران را ممکن می داند. در سال 2006 نیز "شورای مجاهدین" که از گروه های افراطی است، درباره ایجاد دولت مستقل عراق در مناطق سنی خبر داد. ایده ساختار فدراتیو کشور را هم کردها و هم سران شیعه حمایت می کنند که بیشتر مناطق نفت خیز کشور را تحت کنترل دارند. تعداد آمریکایی ها در سال 2006 بین 123 تا 150 هزار نفر نوسان داشت که در تاریخ اول ژانویه 2007 تقریباً برابر با 140 هزار نفر بود. تعداد نیروهای سایر کشورها در عراق در سال جاری از 21 هزار نفر تا 16.5 هزار نفر کاهش یافت. 21.5 هزار سرباز جدید آمریکایی که جهت جبران کاهش نیروها در سال گذشته اعزام شدند، بطور نه چندان قابل توجهی نیروها را در مکان هایی که تلفات آمریکایی ها بسیار بوده است، افزایش می دهند. این در وهله اول شامل بغداد و استان غربی الانبار است که در آنجا 30 هزار آمریکایی یارای جلوگیری از شورشیان محلی و جنگجویان القاعده را ندارند. جنگ داخلی در عراق، ماهیتی برگشت ناپذیر یافته است. "دموکراسی" آمریکایی برای عراق نه امنیت و نه صلح را به ارمغان نیاورد. در زمان دیکتاتوری صدام، آنها زندگی بهتری داشتند. امروز در عراق، برق 12 ساعت در روز و در بغداد تنها 6-7 ساعت وجود دارد. میزان بیکاری در مناطقی مشخص تا 70% می رسد. عراقیان از کشور فرار می کنند. هم اکنون در سوریه بین 500 هزار تا 1 میلیون عراقی زندگی می کنند، در اردن بین 500 تا 700 هزار نفر و در مصر حدود 100 هزار نفر مهاجر عراقی زندگی می کنند. بنا بر اطلاعات حکومت عراق، در سال 2006 همه ماهه حدود 100 هزار نفر کشور را ترک گفته و کلاً از سال 2003 بیش از 2 میلیون نفر از عراق مهاجرت کرده اند. بیش از 18 هزار نفر آنان، پزشک، دانشمند، مهندس و اساتید دانشگاه بوده اند. در داخل کشور، از ترس تعقیب، بیش از 500 هزار نفر محل اقامت دائم خود را ترک گفته و در مناطقی که تمامی هم کیشان خود زندگی می کنند، سکنی گزیده اند. در اوایل سال 2007 حکومت عراق 3 استان از 18 استان کشور را تحت کنترل گرفت. در سال 2006 تعداد نفرات ارتش عراق تا 119 هزار نفر و پلیس تا 199 هزار نفر افزایش یافت. اما بیشتر بخش های عراق، یارای مبارزه با شورشیان و تروریستان را بدون حمایت ارتش آمریکا ندارند. در عین حال، ریاض و قاهره، آمریکا را فرا خواندند که در خارج سازی نیروها از عراق شتاب نورزد. "رحب طیب اردوغان" نخست وزیر ترکیه معتقد است که باید جدول زمانی خروج نیروها را تنظیم نمود، "اما تعداد نیروها باید بتدریج کاهش یابد"، بویژه که بعلت اقدامات جنگجویان کرد همچنان در مرز ترکیه و کردستان عراق، تنش هایی دیده می شوند. مرز با ایران نیز در تشویش است، هرچند که تهران چه با شیعیانی که اکثریت در دولت عراق هستند، و چه با شیعیان رادیکالی که به آنها در آماده سازی جنگجویان و عرضه تسلیحات کمک می کند، ارتباط برقرار نموده است. سوریه در سال 2006 میلادی، روابط دیپلماتیک خود با عراق که بیش از 20 سال بود متوقف شده بودند را از سر گرفت، اما مرز با عراق را بسته و 7.5 هزار نظامی را در آنجا مستقر نموده است. به نظر می رسد که در عراق، تمامی اشتباهات ممکن انجام شده اند. اشتباه بعدی دولت آمریکا و رئیس جمهور فعلی می تواند در رابطه با ایران و سوریه صورت گیرد، اما آنها منجر به فاجعه ای در سطح منطقه ای نخواهند شد. فاجعه، دیگر رخ داده است. جنگ های جدید و یا اقدامات ناهنجار دیپلمات ها تنها می توانند سبب تسریع و یا آرام نمودن روند آن شوند. |
|
|||||||||||||||
|
|
||