|
|
|||||
خوانندگان گرامی! شما می توانید نظرات خود درباره این مقاله را برای ما ارسال کنید، بهترین و جالب ترین نظرات همه روزه در بخش نامه های شما منتشر می شوند. برای نوشتن نظرات خود اینجا کلیک کنید محتوای مطالب منتشره می تواند مغایر با مواضع «ریا نووستی» باشد استفاده از مطالب خبرگزاری «ریا نووستی» تنها با ذکر منبع مجاز است تا همین چند وقت پیش بنظر می رسید که نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در ایران که روز 12 ژوئن (22 خرداد) برگزار می شود، از پیش تعیین شده است و "محمود احمدی نژاد" رئیس جمهور کنونی ایران همچنان به سنت سه رئیس جمهور پیشین خود ادامه داده و براحتی برای دومین دوره پیاپی انتخاب می شود. تصور می شود که سه کاندیدای دیگر انتخابات، یعنی "میرحسین موسوی"، "مهدی کروبی" و "محسن رضایی" تنها رقیبی برای حفظ ظاهری رقابت در انتخابات هستند. احمدی نژاد که حقیقتاً با برنامه هسته ای خود و تمایل آشکارا به نابودسازی اسرائیل جامعه جهانی را شگفت زده ساخته بود، توانست به اهداف خود در سیاست داخلی دست یابد. او نیروهای اصولگرای کشور را پیرامون خود بسیج کرد و هیچیک از نمایندگان متنفذ سیاسی از جبهه اصولگرایان در مقابل احمدی نژاد کاندیداتوری خود را مطرح نکرد. او حمایت رهبر ایران آیت الله خامنه ای را نیز کسب کرد. و همه آنچه را که می توانست انجام داد تا اقتصاد که او در آن تبحری ندارد (تورم به 25% و بیکاری به 12.5% رسیده است) طی تبلیغات انتخاباتی به درجه دوم اهمیت رفته و موضوعات اصلی، افتخارات بخاطر پروژه هسته ای و نفرت از دشمنان باشند. فقرا در شهرها و روستاها که با "هدایای" رئیس جمهور خریده می شوند (بعنوان مثال او پیش از انتخابات به فقرا 400 هزار تن سیب زمینی داد)، ایده های او را کاملاً جدی می گیرند. در عین حال بیشترین تاثیر بر رای گیری را گروه های نظامی شده بسیجی دارند که در انتخابات پیشین نقشی قابل توجهی در پیروزی احمدی نژاد ایفا کرده بودند. اما در چند هفته اخیر مشخص شد که موسوی رقیبی جدی برای رئیس جمهور است. او تقریباً طی دهه 80 قرن گذشته نخست وزیر ایران بود. در آن زمان جنگ سختی بین ایران و عراق جریان داشت و موسوی کشور را با اقتصاد نظامی و متمرکز بر راستاهای دارای اولویت اداره کرد، تورم را مهار کرد (بین 5-10% بود) و با بازرگانانی که متهم به احتکار بودند، مبارزه کرد. جنگ پایان یافت و چنین مدیر سرسختی دیگر مورد نیاز نبود. او را رئیس فرهنگستان هنر ساختند (موسوی معمار است). طی سال های اخیر نخست وزیر سابق سیر تکاملی دشوار را پشت سر گذاشته و طرفدار لیبرالیزه سازی زندگی سیاسی و اقتصادی شد، او مشاور محمد خاتمی رئیس جمهور اصلاح طلب وقت بود که او (خاتمی) را "گورباچف ایران" نیز می نامیدند. خود خاتمی در ابتدا قصد داشت در انتخابات شرکت کند، اما سپس از مبارزه امتناع کرده و از موسوی حمایت کرد. در غرب معتقدند که آیت الله خامنه ای به او اجازه شرکت در انتخابات نداد، اما رئیس جمهور سابق چنین گزینه ای را رد می کند. در عوض در ماه آپریل دیداری بین موسوی و آیت الله خامنه ای انجام شد که موسوی آن را مثبت توصیف کرد. بنظر می رسد که او موافقت رهبر کسب کرد. موسوی از زنان نیز درخواست حمایت می کند و وعده می دهد که در "همه قوانین تبعیض آمیز و ناعادلانه در رابطه با زنان در زمینه حقوق و امنیت قضایی بازنگری" شود. برای اولین بار در تاریخ ایران، "زهرا رهنورد" همسر موسوی حضوری فعال در تبلیغات انتخاباتی دارد. او که رئیس دانشکده معماری دانشگاه تهران می باشد، هوادار افزایش نقش زنان در جامعه است (در ایران حتی او را با میشل اوباما مقایسه می کنند). موسوی در تلاش برای برقراری دیالوگ با جوانان است. قشر متوسط و طبقه روشنفکران جامعه که می بینند ترکیب دو عامل عدم وجود کاردانی اقتصادی و ماجراجویی در سیاست خارجی چه سرانجامی خواهد داشت، از نخست وزیر سابق حمایت می کند. موسوی در مسئله بسیار مهم برای ایران نیز، یعنی برنامه هسته ای، پایبند به سیاستی سازشکارانه برای جامعه ایران است، او از حق ایران برای داشتن فعالیت صلح آمیز اتمی حمایت نموده و بر خدمات شایسته دولت خود در این زمینه تاکید می کند. او مخالف توقف برنامه هسته ای است، اما خواستار ایجاد سیستم ضمانت هایی در صلح آمیز بودن آن است. بعقیده کارشناسان، موسوی در مناظره تلویزیونی با احمدی نژاد پیروز شد و در آن خود را مبارزی سیاسی نشان داد. اکنون دو مسئله تعیین کننده هستند: اول اینکه آیا او می تواند حداقل بخشی از قشر ضعیف و فقیر ایران که از رئیس جمهور کنونی حمایت می کنند را جذب خود کند یا خیر. چنین احتمالی وجود دارد، مستضعفین ایران نه تنها آمریکا، بلکه سیاستمداران فاسد را نیز دوست ندارند که در ایران نه به ندرت برابر با مفهوم "اصلاح طلب" بوده است. اما هیچکس موسوی را به فساد متهم نکرده است، او از سالهای جنگ بیرون آمده که برای بسیاری از ایرانیان یادآور جامعه ای عادلانه تر از جامعه کنونی است. و مسئله دوم این است که آیا موسوی می تواند طرفداران بالقوه خود را برای شرکت در انتخابات بسیج کند یا خیر؟ احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری پیشین در دور دوم حمایت 17 میلیون را کسب کرد، در حالی که تنها 10 میلیون به رئیس جمهور سابق هاشمی رفسنجانی رای داده و حدود 20 میلیون از شرکت در انتخابات چشم پوشی کردند. از جمله آنانی که رای ندادند، بسیاری از افرادی بودند که از نیروهای اصلاح طلب مایوس شده بودند. اگر موسوی موفق به افزایش حضور رای دهندگان شود، که او اکنون فعالانه به همین کار نیز مشغول است، شانس بسیاری برای پیروزی خواهد داشت. الکسی ماکارکین، معاون اول رئیس مرکز فناوری های سیاسی، خبرگزاری «ریا نووستی» روسیه، 20 خرداد ماه
|
|
|
|
||