04/11/1387 17:23
خوانندگان گرامی!
شما می توانید نظرات خود درباره این مقاله را برای ما ارسال کنید، بهترین و جالب ترین نظرات همه روزه در بخش نامه های شما منتشر می شوند.
برای نوشتن نظرات خود اینجا کلیک کنید
محتوای مطالب منتشره می تواند مغایر با مواضع «ریا نووستی» باشد
استفاده از مطالب خبرگزاری «ریا نووستی» تنها با ذکر منبع مجاز است
موضوع حمله نظامی به ایران در رسانه های جهانی طی تمامی سال های اخیر فعالانه بررسی می شود. در عین حال تاریخ های دقیق حمله نیز نامبرده شده و جزئیات انجام عملیات و بسیاری موارد دیگر اطلاع داده شد. اما زمان می گذرد و حمله همچنان به آینده موکول می شود. بطور مسلم این سوال پیش می آید: آیا واقعاً آمریکا و اسرائیل قصد دارند به ایران حمله کنند و یا اینکه ما شاهد عناصر جنگ روانی هستیم؟
سه روش هرطور که بخواهید
بسیاری از تحلیلگران آمریکایی که از گروه محافظه کاران جدید می باشند، به دولت "جرج بوش" سه روش برای حل "مشکل ایران" را توصیه کردند که کاخ سفید از بعد از براندازی رژیم شاهنشاهی محمد رضا پهلوی 30 سال است نگران آن می باشد:
1-حمایت از فعالیت گروه های اپوزیسیون ایرانی با هدف سرنگون سازی نظام ولایت فقیه (انقلاب نارنجی)؛
2-حملات گسترده موشکی و بمباران تاسیسات هسته ای و نظامی ایران (سناریوی یوگسلاوی)؛
3-عملیات نظامی زمینی که نه تنها نابودسازی کامل زیرساخت های ایران، بلکه نابودسازی رژیم دین سالار آن را نیز در نظر دارد (سناریوی عراق)؛
تلاش برای تحقق چنین عملیاتی متقارن با دشواری های بسیاری خواهد بود.
این گزینه ها را بررسی می کنیم:
آخرین گزینه را در کل می توان غیر واقعی نامید، حداقل اینکه در آینده نزدیک، چرا که تحقق آن تنها در صورت حضور فعال ایالات متحده آمریکا ممکن است. واشنگتن با راه انداختن عملیات نظامی علیه ایران، باید آماده تلفات بسیاری در بین نفرات خود باشد، زیرا تعداد نفرات نیروهای مسلح دائمی ایران (ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) طبق اطلاعات مختلف بین 540 هزار تا 900 هزار نفر است، ضمن اینکه این نیروهای مسلح از لحاظ نظم عالی و وفاداری خود به نظام ممتاز هستند.
آنطور که بنظر می رسد، ایجاد ائتلاف نظامی علیه ایران از دول امیرنشین خلیج فارس و حتی مصر و اردن دشوار خواهد بود.
متفق قابل اعتماد آمریکا در منطقه تنها اسرائیل است که پتانسیل نظامی و راهبردی آن آشکارا برای انجام موفقیت آمیز عملیات نظامی زمینی علیه ایران کافی نیست.
گزینه دیگر، حمایت از گروه های اپوزیسیونی ایران با هدف سرنگون سازی نظام دین سالار است که همین قدر توهم آمیز بنظر می رسد، هر چند که دولت جرج بوش روی همین روش تکیه داشت. از این آغاز می کنیم که استراتژی نامبرده، هر چقدر هم که اپوزیسیون قوی باشد، نتیجه مطلوب را در آینده ای کوتاه بدنبال نخواهد داشت. مشکل بدین دلیل وخیم می شود که در جمهوری اسلامی ایران در کل اپوزیسیونی قوی وجود ندارد. عملاً تمامی نیروهای سیاسی جدی که از اوضاع موجود در کشور ناراضی هستند، مخالف کلی نظام اسلامی نیستند و بلکه مخالف افراد و گروه هایی معین هستند که بر سر قدرت هستند و یا مخالف اقدامات آنها.
بدین ترتیب برگزاری عملیات نظامی و یا تحقق "انقلاب نارنجی"، حداقل اینکه در آینده نزدیک، بسیار بعید است.
امکان تفرقه اندازی بین اقوام مختلف ایران، باوجود تعداد زیاد اقوام مختلف در این کشور 70 میلیونی که حدود 26 میلیون آن آذربایجانی، 4.7 میلیون کرد، 2.2 میلیون ترکمن، و 1.4 مییلون اعراب و بلوچ ها هستند نیز تردید برانگیز است. مسلماً پس از آنکه کردها منطقه مستقلی در خاک عراق بدست آوردند، تمایل آنها برای ایجاد دولت خود با متحد سازی کردان ترکیه، ایران، عراق و سوریه، بسیار زیاد شد. اما این با برخورد شدید بویژه از سوی آنکارا و تهران مواجه شد. پیامد آن نیز این بود که فعلاً مشکل کردها در جمهوری اسلامی به میزان کافی خفه شده است.
ادامه دارد...
ولادیمیر یفسییف، روزنامه "نیزاویسیمایا گازیتا"، خبرگزاری «ریا نووستی» روسیه، 4 بهمن ماه