|
|
|||||
طی 5 سالی که از سقوط جنبش طالبان می گذرد تولید خشخاش در افغانستان بیش از 100 برابر شده است. حکومت جدید به ریاست "حامد کرزی" و همچنین فرماندهی نیروهای آمریکایی و ناتو به عملکرد تجارت مواد مخدر بی توجهی نشان داده و تمایل نداشتند که در برابر خود گروه های با نفوذی و همچنین بخش اعظم مردم که کشت خشخاش تنها را ممر درآمد آنهاست را شاهد باشند. روشن است که پشت سیستم تجارت مواد مخدر تبادلات غیر قانونی مالی صورت می گیرد که بخش اعظم آن برای حمایت مالی از تروریسم و افراط گرایی مصرف می شود. اما عده اندکی می دانند که چه مکانیزم های پیچیده ای با این ساختار در ارتباط می باشند. پس راز اصلی بقای مافیای مواد مخدر در چیست؟ در همین افغانستان اوضاع تریاک طی یک دهه به سرعت تغییر کرده است. تا اواسط دهه 70 قرن گذشته صحبت در باره وجود بازار مواد مخدر در آنجا مطرح نبود. فقط بخش اندکی از حجم سالانه کشت تریاک به ایران و ترکیه منتقل می شد (از 200 تا 400 تن). سرچشمه های انحصاری اولین تکان برای تغییر اوضاع سقوط "ظاهر شاه" در سال 1973 بود. سپس کشتار "داود خان" نخست وزیر در سال 1978 (پسر عموی ظاهر شاه) و یک سری قتل های سیاسی در طی سال های 1979-1978 . در اواخر سال 1979 بعد از تصرف کاخ ریاست جمهوری "حفیظ الله امین" توسط نیروهای شوروی و ورود نیروهای شوروی به افغانستان در این کشور جنگ های داخلی آغاز شد. تا اواسط دهه 80 مخالفان رژیم کابل و نیروهای شوروی که به اندازه کافی سلاح و دیگر کمک ها را تحویل می گرفتند به درآمد تریاک نیاز نداشتند و کمک های آمریکا، چین، پاکستان و سازمان های بین المللی به اپوزیسیون افغانی، بیش از 300 میلیون دلار در سال بود در حالیکه تجارت مواد مخدر اندکی بیش از 20 میلیون دلار ارزیابی می شد. اما تضعیف رژیم کابل چه از مرکز و چه از مناطق دیگر دست قاچاقچیان را بازگذاشت. چرا که یک هکتار کشت خشخاش مانند 40 هکتار کشت پنبه درآمد زا بود. از ابتدا کشت خشخاش و تبدیل آن به مرفین و هروئین در مناطقی آغاز شد که تاجیک ها و پشتو ها ساکن بودند یعنی در دشت هیلمند و همچنین در مناطق کوهستانی فایض آباد، کوندوز، قندهار، جلال آباد و فرح. این مناطق تحت کنترل مجاهدین بود. محصول بعدی یعنی مرفین و هروئین از این خشخاش در کشورهای همسایه انجام می شد مانند پاکستان، ترکیه ، ایران(تا اواسط دهه 80) و همچنین کشورهای اروپایی مانند فرانسه و ایتالیا که به صنایع شیمیایی مربوطه مجهز بودند. در دهه 80 دو مسیر اصلی برای حمل محصولات گرفته شده از خشخاش( تریاک ، مرفین و هروئین) مسیر غربی (جلال آباد، قندهار، استان هیلمند، زاهدان، تهران، تبریز، استامبول اروپا). مسیر جنوبی (پیشاور، کراچی، از طریق دریایی و یا هوایی تا اروپا، خاور نزدیک، منطقه آسیای-اقیانوسیه). همچنین حجم زیادی از طریق خاک هند و پاکستان منتقل می شد. در اواسط دهه 80 مافیای مواد مخدر پاکستان راه جدیدتری برای بدست آوردن محصولات جانبی و انتقال آن به اروپا پیدا کرد. به مراتب خود پاکستان به یکی از مناطق عمده تولید هروئین و مواد اولیه برای تولید هروئین (از جمله انیدرید اسید سیتریک) تبدیل شد. در اواسط دهه80 در مناطق شمال غربی (شهر چیترال) و جنوبی (کراچی) شبکه های آزمایشگاهی برای تولید هروئین با کیفیت بالا دایر شد. بدین ترتیب در سال های 70-80 زیر ساخت های اصلی تجارت مواد مخدر فعلی در بخش های شرقی افغانستان و شمال غربی پاکستان پایه گذاری شدند. بعد از خروج سربازان شوروی از افغانستان (فوریه سال 1989) جنگ داخلی افغانستان که شعله ور شده بود نهایتا اقتصاد بسیار ضعیف این کشور که بر اساس بخش کشاوری در شرایط جوی بسیار بد پایه گذاری شده بود را نابود کرد. دقیقا در سال های 90 افغانستان به تولید کننده اصلی خشخاش و هروئین تبدیل شد که حجم آن بین 80-100 هزار هکتار در سال بود. منافع طالبان جنبش طالبان که مبارزه مسلحانه خود را برای روی کار آمدن از سال 1994 آغاز کرده بود در اواخر سال 1996 توانست بیش از 90 % از خاک افغانستان را تحت کنترل خویش بگیرد و در رابطه با تولید مواد افیونی موضع کاملا غیر منطقی را اختیتار کرد. به عنوان مثال همه را به آن تشویق کرده و تقریبا کشت گسترده خشخاش، تبدیل آن به هروئین و قاچاق آن را قانونی کرده بود. با توجه بر اینکه در حدود 30-35% از درآمدن تولید کنندگان و رابط مواد مخدر خانواده تریاک (در وحله اول هروئین) به درآمد جنبش طالبان افزوده می شد این منبع در آمد هم برای تامین مالی مبارزه با اپوزیسیون داخلی و هم برای توسعه فعالیت های تروریستی خارج از افغانستان مورد استفاده قرار می گرفت. نقش مهم در توسعه تولید هروئین در این مرحله را روابط طالبان با نمایندگان شبکه "اسامه بن لادن" ایفا کرد که فعالان آن از پایگاه ها و اردوگاه های آموزشی چه در خاک افغانستان و چه در استان های شمال غربی پاکستان که در زمانی مبارزه با نیروهای شوروی ساخته شده بود استفاده می کردند. وجود ارتباط با نیروهای تروریستی و جدایی طلب در تمامی کشورهای توسعه یافته وجود داشتند به شبکه بین المللی القاعده اجازه داد که به پلی تبدیل شود که از لحاظ جغرافیایی مناطق تولید هروئین را و مصرف کنندگان آن را به یکدیگر متصل می سازد. منطق احداث شبکه تروریستی بین المللی کاملا شبیه شبکه بین المللی توسعه مواد مخدر می باشد. دقیقا همانطور که اسامه بن لادن و ایمان الظواهری سازمان های افراط گرا و تروریستی را با یکدیگر متحد ساختند، طالبان سیستم واحدی برای کشت خشخاش، برداشت و تولید تریاک خام، تبدیل آن به هروئین و فروش آن در بازارهای اروپایی، آسیایی و آمریکایی و همچنین زیر ساخت های مالی ، حمل و نقل و تامین کننده کار بدون وقفه کل شبکه درست کردند. بنا به گزارش انستیتو پژوهش های استراتژیکی آمریکا رهبران طالبان و شبکه القاعده که بسیار به یکدیگر نزدیک هستند به نوعی کارتلی ایجاد کردند که در آن حاکمان کابلی شرایط لازم را برای کاشت خشخاش و تولید هروئین آماده می کردند و هواداران بن لادن انتقال، عرضه و پول شویی آن را از طریق یمن و سودان و پاکستان انجام می دادند. در کنار عامل مالی که بدون شک درافزایش شبکه بین المللی تروریستی و مواد مخدر تعیین کننده بود جهت ایدئولوژی آن نیز نقش مهمی ایفا می کرد و هروئین به ابزاری برای تاثیر بر "کافران" تبدیل شد بدین ترتیب ترورهای مسلحانه با مواد مخدر برابر شناخته شد. مسئولین طالبان در قندهار در سال 1998 مستقیما اعلام کردند که کشت خشخاش و تولید هروئین اجازه داده می شود چرا که کافران آنها را استفاده می نمایید و نه مسلمانان. در نتیجه طالبان کشاورزان ساده افغانی و فروشندگان خرده تریاک را به تجارت بین المللی مواد مخدر با بازار بزرگ جهانی و درآمدهای کلان آن مرتبط نمودند. در عین حال مسئولین طالبان در باره قصد قاطع خود برای احیا کردن ایده مبارزه ضد اسلامی با اعتیاد اعلام کردند. این برگ برنده آنها در تجارت سیاسی بود که به خاطر آن اعتراف کشورها خارجی و سازمان های بین المللی به حاکمیت طالبان بعنوان تنها نیروی قانونی که نماینده مردم افغان می باشد را کسب کنند. بنا به گزارش برنامه سازمان ملل متحد در مورد کنترل مواد مخدر در سال 1996 در منطقه تحت کنترل طالبان 3100 تن خشخاش تولید شده که 40% از کل حجم وارد شده به بازارهای جهانی را تشکیل می دهد(با در نظر گرفتن آنکه خشخاشی که به مرفین و هروئین تبدیل شده و یا به صورت تریاک معمولی مصرف می شود). نقشه تولید و محاسبات تولیدی دهه 90 در افغانستان به شرح ذیل بود. زمین داران در قندهار از ساختارهای مالی وام کشت خشخاش دریافت می کردند(خشخاش در هر آب و هوایی مقاوم است و احتمال خرابی محصول بسیار پایین است). بعد از پرداخت وام تولید کننده 10% بعنوان مالیات به دولت (این مالیات به صورت محصول تریاک پرداخت می شد) و بقیه محصول به صاحبان آزمایشگاه ها فروخته می شد که آنها هم به نوبه خود 20% به دولت مالیات پرداخت می کردند و از وام های بانک قندهار استفاده می نمودند. تمام تلاش های سازمان ملل متحد و دیگر سازمان های بنی المللی در سال های 1996-1998 برای ممنوع ساختن کشت خشخاش به هیچ نتیجه ای نرسید چرا که طالبان بررسی این مسئله را با برسمیت شناختن رژیم آنها و دریافت کمک اقتصادی که زیان های وارده از منع کشت خشخاش را برای آنها را به دنبال داشت مرتبط می ساختند. اگر کشورهای های اروپایی آماده بودند که در این رابطه به توافق برسند آمریکا با واسطه گری عربستان سعودی همچنین خواهان ارجاع مسئولین القاعده (اوسامه بن لادن، ایمن الظواهری، ابوحق و عبدالبری آتوان) بعنوان متهمین سازماندهی انفجار در سفارت خانه های آمریکا در "نایروبی" (کنیا) و "دارالسلام" (تانزانیا) مورخ 7 اوت سال 1998 بودند. مذاکراتی که در کابل طی ماه های سپتامبر-اکتبر در مورد مسئله میان رهبران طالبان یعنی "ملا محمد عمر" و مسئولین نیروهای امنیتی عربستان یعنی شاهزاده "الفیصل" انجام شد به شکست انجامید. بعد از پیروزی جمهوری اسلامی در ایران مورخ سال 1979 و تحکیم رژیم جدید در اواسط دهه80 کریدور سنتی افغانستان-ایران-ترکیه-اروپای جنوبی بسته شد. نیروهایی که در انتشار و حمل و نقل مواد مخدر افغانستان کار می کردند برای یافتن راه های دیگر برای انتقال آن به تلاش افتادند. دیدها به سمت جمهوری های اسیای میانه شوروی سابق جلب شد که به تازگی استقلال یافته بودند. بعد از فروپاشی شوروی سابق و از بین رفتن مرزبانی واحد در سال 1991-1992 به طور مشهودی حراست مرزهای خارجی کشورهای جوان تازه استقلال یافته ضعیف شد و مرزهای داخلی میان جمهوری های سابق عملا تا شکل گیری ادارات گمرک ملی باز بود.(1993-1994) راهرو روسیه فروپاشی شوروی و تضعیف کنترل مرزی به این منجر شد که مسیر شمالی انتقال مواد مخدر از طریق کشورهای آسیای میانه یکی از ارزانترین و بی خطرترین مسیر ها شد. در استانهای هرات، باخیز، فریاب، جازیان، بلخ، کوندوز، و مخصوصا بدخشان افغانستان که در کنار مرزهای ازبکستان، تاجیکستان و ترکمنستان واقع شده اند در سالیان اخیر تعداد آزمایشگاه های تهیه هروئین افزایش یافت. ازاین طریق محموله های عظیم تریاک و هروئین به شهر "ترمز" (ازبکستان)، اوش(قرقیزستان) و دوشنبه (تاجیکستان) یعنی مناطق کلیدی تجارت مواد مخدر آسیای میانه و از آنجا به روسیه و از آنجا به اتحادیه اروپا منتقل می شوند. ترمز از استانهای افغانستان که تحت کنترل ژنرال "دوستوم" بودند هروئین دریافت می کرد و دوشنبه از مناطق مرزی افغانستان تاجیکستان از طریق رودخانه "پنج" هروئین منتقل می شد. منطقه "اوش" نقطه دیگری در محل انتقال هروئین از منطقه خودگردان کوهستانی بدخشان تاجیکستان به سمت بیشکک، تاشکند، آلماآتا و بعد از آن به سمت شرق روسیه می باشد. بعد از آن انتقال به مقصد هم از طریق زمین و هم از طریق هوایی انجام می شود. در ضمن وجود ارتباطات هوایی میان سه شهر نامبرده با مراکز اورال، پریولژه، سیبری و شرق دور به برقراری این مسیر کمک کرده است. دقیقا این مسیر نقش مهمی در انتقال هروئین به روسیه ایفا کرده است. از راه های اصلی انتقال هروئین مسیر تاجیکستان به قرقیزستان جنوبی می باشد. این مسیر (تاجیکستان-قرقیزستان جنوبی) از طریق سه جاده اصلی که ازآن طریق مواد مخدر افغانستان به قزاقستان و سپس به روسیه منتقل می شود: خجند-اوش، خورگ-اوش و جیرگیتال-اوش تشکیل شده است. به غیر از این در دوره های تابستانی مواد مخدر از طرف تاجیکستان به قرقیزستان جنوبی از طریق کوره راه های کوهستانی که عملا غیر قابل کنترل می باشند صورت می گیرد. بدین ترتیب راه بدخشان کوهستانی-اوش حلقه اصلی اکثر مسیرها می باشد. بدخشان موقعیت جغرافیایی منحصر بفردی دارد: نزدیکی به رود هروئین یعنی "پنج"، وجود ارتباط جاده ای با مراکز مهم تجارت مواد مخدر دوشنبه و اوش و همچنین اوضاع اجتماعی-اقتصادی که در اوائل سال های 90 به سرعت رو به وخامت گذاشت منجر شد که خوروگ به یکی از مراکز اصلی انتقال مواد مخدر تبدیل گردد. نبود صنایع سطحی و پایه زندگی شرایطی بوجود آورد که بدخشان کوهستانی را به تنها راه درآمد مجبور ساخت یعنی انتقال تریاک و سپس هروئین از افغانستان و انتقال آن از طریق جاده خوروگ-اوش به قرقیزستان و از آنجا به بیشکک و سپس به روسیه. با اینکه این مسیر ها خطرناک هستند و احتمال ریسک در آنها بالاست "بوی پول بر عقل سلیم غالب است". خودتان قضاوت کنید: قیمت یک کیلوگرم هروئین در خورگ 500-550 دلار و آن را به قیمت 1500 دلار در اوش به فروش می رسانند. در بیشکک 4000 دلار، در آلما آتا 6000 دلار خواهد بود. حال نتایج مبارزه با مواد مخدر در تاجیکستان چگونه است؟ این نتایج را می توان به سه مرحله تقسیم کرد. مرحله اول: از سال 1991 تا سال 1996روند پایدار افزایش زمین های زیر کشت مواد مخدر مخصوصا خشخاش در جمهوری رشد خاصی پیدا کرد. اگر در سال 1995 در حدود 91,8 هکتار خشخاش کشف و نابود شده بود در سال 1996 این شاخص به 134,5 هکتار بالغ شد. این در حالیست که باید تاکید کرد که اکثریت قریب به اتفاق کشتزارها ثبت نشده بودند و به همین خاطر نابود هم نشدند. بخش شمالی تاجیکستان که در سال 90 منطقه کشت خشخاش بود از طریق حکومت مرکزی کنترل نمی شد. خشخاش در منطقه "پنجیکنت" جمع آوری می گردید و سپس به صورت تریاک خام به خجند منتقل می شد و در آنجا به محصول نهایی یعنی هروئین تبدیل می گشت که از طریق خطوط هوایی به مسکو و سن پطرزبورگ منتقل می شد. بدین ترتیب کشت، تبدیل مواد مخدر خانواده خشخاش در مناطقی که از سوی دولت قابل کنترل نبود و انتقال آنها به طور مستقیم به روسیه اجازه ندادند که آماری حتی اگر شده سطحی در این زمینه تنظیم شود. مرحله دوم: از سال 1996 تا پاییز 2001 این شاخص های کاهش یافت. مثلا در سال 1997 در تاجیکستان در حدود 69,33 هکتار کشتزار خشخاش کشف و نابود شد و در سال 1998 در حدود 8,9 هکتار. دلیل آن این بود که نیروهای امنیتی این جمهوری فعالیت خود را در این زمینه ضعیف کردند. اگر در جریان عملیات "تریاک-97" 648 گروه عملیاتی اکتشافاتی با حضور 4990 نیروی امنیتی تاجیکستان و 2170 نفر از مردم عادی تشکیل شده بود، در سال 1998 کلا 226 گروه عملیاتی-اکتشافاتی، 2290 نیروی امنیتی و 1340 نفر از نیروهای وزارتخانه های دیگر و مردم عادی در این عملیات شرکت داشتند. مرحله سوم: از اواخر سال 2001 تا کنون به عملیات نظامی آمریکا در متفقین آن در افغانستان مربوط است. اگرچه روند رشد شدیدی انتقال تریاک و هروئین از افغانستان در نیمه دوم دهه 90 دیده شد مافیای مواد مخدر تاجیکستان طی چندین سال گذشته کاملا تلاش دارند که خشخاش را در خاک خود زیر کشت ببرند و برای انتقال هروئین آماده افغانستان را استفاده کنند. بنا با آمار موجود امروز تاجیکستان یکی از کشوهای عمده آسیای میانه محسوب می شود که سهم مواد مخدر گرفته شده آن 92% می باشد. مرز باز؟ اداره مرزبانی فدراسیون روسیه در جمهوری تاجیکستان سهم هنگفتی در جلوگیری از قاچاق مواد مخدر از افغانستان به خود اختصاص دادند. عملا آنها مسیر مواد مخدری که توسط قاچاقچیان منتقل می شد را مسدود کرده اند. اگر در سال 1994 آنها توانستند که کلا 350 کیلوگرم تریاک را ضبط کنند در سال 1995 این رقم به 1960 کیلوگرم، در سال 1996 به 2150 کیلوگرم، 1997 به 2217 کیلوگرم افزایش پیدا کرد. در سال 2002 بیش از 4881 کیلوگرم مواد مخدر از جمله 2,5 تن هروئین ضبط شده است. در سال 2003 در حدود 5304 کیلوگرم از جمله 3 تن هروئین، سال 2004 (آغاز تحویل اداره مرزبانی بخش مرزی مشترک تاجسکتان با افغانستان از روسیه به تاجیکستان)3750 کیلوگرم از جمله 2440 کیلوگرم هروئین. در سال 1998 در مرزبانان ادراه مرزبانی روسیه یک محموله بزرگ هروئین(به قیمت 30 میلیون دلار) را کشف کردند که به قیمت جان دونفر از مرزبانان تمام شد. همچنین روشن شد که سرکرده های گروهک های مسلح غیر قانونی که به قاچاق مواد مخدر مشغول بودند رییس مرزبانان را به مرگ تهدید کرده بود.
از ژانویه سال 1999 طبق توافقنامه با مقامات تاجیک نیروهای مرزبانی روسیه به طور آزمایشی 20 کیلومتر از ناحیه مرزی را به حفاظت نیروهای مرزبانی تاجیکستان واگذار کردند. اما بعد از دو ماه خبر داده شد که جریان ورود مواد مخدر و سلاح از منطقه آموزشی به مراتب افزایش یافته است. مرزبانان محلی به بیان ساده تر مرزهای را بر روی قاچاقچیان باز گذاشته بودند. مقامات اداره مرزبانی روسیه به طور علنی از همکاران تاجیک بعلت همدستی با قاچاقچیان خود انتقاد نمودند. آزمایش حراست مستقل مرزها توسط تاجیکستان در این مرحله با شکست روبرو شد. از ابتدای امضای توافقنامه بین دولتی میان روسای جمهوری روسیه و تاجیکستان مورخ 16 اکتبر سال 2004 نیروهای مرزبانی روسیه به مراتب مرزهای تحت کنترل خود (مرزهای افغانستان-تاجیکستان) را به نیروهای مرزبانی تاجیکستان منتقل نمودند و تا ماه ژوئن سال 2005 کل 1344 کیلومتری مرز با افغانستان به نیروهای مرزبانی تاجیکستانی تحویل داده شد. از آن زمان هر چند که باعث تاسف است دروازه ها بر روی "مرگ سفید" به اروپای غربی عملا باز شده است. از کجا و به کجا در پایان به مسیرهای اصلی انتقال هروئین از افغانستان اشاره می کنیم. امروز عملا همه آنها از طریق کشورهای مشترک المنافع می گذرند: -بدخشان افغانستان-بدخشان کوهستانی(تاجیکستان)-اوش(قرقیزستان)- سومگایت(آذربایجان)(قبلا به باکو مرفین و هروئین منتقل می شد اما با توسعه تولیدات در خود افغانستان آذربایجان به یکی از نقاط انتقال تبدیل شد)-بوسنی-کرواسی- اروپای غربی. -بدخشان افغانستان-بدخشان کوهستانی(تاجیکستان)-اوش-بیشکک-سامارا-مسکو-استونی-سوئد آمریکا. -بدخشان افغانستان-بدخشان کوهستانی(تاجیکستان)-اوش-بیشکک-یکاترینبورگ، مسکو، استونی، سوئد، آمریکا. -بدخشان افغانستان-بدخشان کوهستانی(تاجیکستان)-اوش-بیشکک-نیژنی نوگورود-مسکو-استونی-سوئد-آمریکا. --بدخشان افغانستان-بدخشان کوهستانی(تاجیکستان)-اوش-بیشکک -سارانسک-مسکو-استونی-سوئد-آمریکا. بدخشان-دوشنبه-بمبوری-کوبولتی(گرجستان)(پیش از این در این مکان تبدیل مرفین و هروئین انجام می شد اما با توسعه تولید این گونه مواد مخدر در افغانستان این منطقه به نقطه ای برای انتقال تبدیل شد)-آجاریا-ترکیه. مرغاب-بدخشان کوهستانی(تاجیکستان)-اوش-بیشکک- گنجه(آذربایجان) مسکو-شاولای (لیتوانی) اروپا. -مزار شریف-ترمز (ازبسکتان)- شالی(چچن)-نخجوان(آذربایجان)-ترکیه. -مزار شریف-ترمز(ازبسکتان)-سمرقند-گنجه (داغستان)-شالی (چچن)- مسکو- شاولای (لیتوانی)-اروپا. مزار شریف-ترمز(ازبسکتان)- سمرقند- گنجه (داغستان)-کراچایوا-چرکسیا-آبخازی-رومانی. "ولادیسلاو سمنچنکو"، پیک نظامی-صنعتی
|
|
|||||||||||||||
|
|
||