09:47
22/11/1390
make as homepage  add to favourites
Rambler's Top100

گامبیت فارسی برای تهران

14:24 | 1386 / 01 / 03

 نظر نویسندگان مقالات در روزنامه ها می تواند مغایر با موضع خبرگزاری «نووستی» باشد

قسمت آخر

مسئله اینجاست که در حال حاضر در عراق زمان علیه آمریکایی هاست و تصمیمی که آنها حداقل برای باقی ماندن در منطقه می خواهند اتخاذ کنند باید هر چه سریعتر اجرا شود. اگر آمریکایی ها می توانستند که راه حل مسالمت آمیزی برای حل اختلاف نظرهای خود با تهران بیابند آنها هیچگاه دست به اسلحه نمی بردند.اما واشنگتن بنا به دلایلی غیر از این راهی ندارد چرا که اراده سیاسی آمریکایی ها اهمیت محدودی دارد.

اولا تحریمات احتمالی اقتصادی علیه تهران (در وحله اول تحریم تجاری و محدودیت صادرات نفت و گاز) به خودی خود بی آتیه است و واشنگتن آن را به خوبی درک می کند. این گونه تحریمات ضربه اصلی را به مصرف کنندگان مواد فسیلی ایران می زند تا به خود تهران. تازه ایران در صورت تمایل بازار فروش خود را به راحتی در چین و هند بدست خواهد آورد.

اما فاکتور مهم دیگری هم وجود دارد که دائما آمریکایی ها را برای حل مسئله ایران تعجیل می دهند. ضمنا استفاده جمهوری اسلامی از چرخ کامل هسته ای برای خود ایالات متحده آنچنان هم نگران کننده نیست (این مسئله برای کشورهای عربی و اسراییل به مراتب وحشتناک تر است). حتی بنا به پیشبینی ها بسیار بدبینانه تهران جهت تولید یک کلاهک هسته ای برای موشک های بالستیک خود به حداقل پنج تا هفت سال زمان نیاز دارد که تولید انبوه آن زودتر از سال 2015 امکان پذیر نخواهد بود.

بحث جای دیگری است. ایران را به نظر می رسد که به هیچ وجه نمی توان حتی برای طرح های دموکراسی میانه رو تغییر شکل داد. این پوشیده نیست که آمریکا مدتهاست که قصد استفاده از "انقلاب های رنگی" بعبارت دیگر تغییر رژیم در ایران را دارد. برای این منظور دولت بوش فقط طی سال گذشته از کنگره 75 میلیون دلار بودجه برای حمایت از دموکراسی در ایران دریافت نموده است. برای قیاس جهت حمایت از دموکراسی در روسیه کنگره در سال 2005 مبلغ 43 میلیون دلار تخصیص داده بود.

اما برای اجرای این گزینه دولت واشنگتن هم باید از وجود اپوزیسیون دم دستی و هم از حلقه پایگاه های نظامی دور جمهوری اسلامی بهره ببرد که مورد حمایت کشورهای دوست آمریکا در آسیای میانه که در آنها "تغییر شکل صحیحی" انجام شده می باشد.اما واشنگتن از کمبود رژیم های "صحیح" در منطقه آسیای میانه امروز دچار مشکل شده است.

حال روشن می شود که سناریوی "انقلاب های رنگی" آسیا-اروپای شرقی در ایران احتمالش ضعیف است. هم در گرجستان و هم در اوکراین روند دموکراتیزه کردن رژیم های فاسد توتالیتاری انجام شد که در آنها بیش از ده سال با موفقیت تحولات دموکراتیزه شدن صورت می گرفت و شعبات "نارنجی" و بنیاد های آنها به طور علنی مشغول فعالیت بودند. در مورد ایران، کشوری با روند اقتصادی رو به رشد و برای نفوذ سیاست های غربی نیمه بسته ، جایی که رهبران آن بدون تردید از محبوبیت برخوردارند جایی برای چنین شرایط قدیمی نیست و نخواهد بود.

حال در واشنگتن بیشتر به سمت تاکتیک های خرابکاری های تروریستی که باید پیش درآمد حملات محدود به مراکز نظامی -صنعتی باشند روی می آورند  و نه روش های "رنگی". این عملیات تروریستی در جنوب ایران در استان سیستان و بلوچستان انجام می شوند  و به مناطق دیگر جمهوری اسلامی سرایت می کنند که در آنها دائما "مامورین غربی" را دستگیر می کنند.

اما در هر حال سئوال پر معما در آن است که هیچ کس در دنیا نمی داند چرا ایران خود را تا این حد نسبت به آمریکا وغرب در تمام مسائل از نفی هولوکاست و دور از دسترس در مسائل هسته ای گرفته تا حمایت واضح در مبارزه شورشیان عراقی در مقابله آمریکا تحریک آمیز نشان می دهد. به غیر از این در ایران که به مصرف استانداردهای آزاد عادت نموده اند روند رانش از فرهنگ غربی و مطبوعات اپوزیسیونی ادامه دارد. این در حالیست که رجال سرشناس دینی کاملا از حکومت قوم رهبری انقلاب ایران که رییس جمهور ایران یکی از وفاداران وی است دور افتاده اند.

این سئوال پیش می آید: ریشه های عدم پایداری سیاست هسته ای ایران در کجاست که چندی پیش پرزیدنت احمدی نژاد آن را به قطاری که "دنده عقب" ندارد تشبیه نمود؟ یا اینکه ایران عمدا آمریکا را تحریک به حمله می کند که قوم رهبری بتواند قاطعانه رجال را پاکسازی کنند و از رژیم دموکراسی مذهبی به رژیم استبداد مذهبی تغییر پیدا کنند؟ حتی ممکن است که آیت الله "خامنه ای" به بازی پلیس "بد" و پلیس "خوب" مشغول است که نشان دهد که به هر حال صاحب خانه کیست؟ در ماه مارس سال 2006 خبر مهیجی منتشر شد که رهبر انقلاب ایران پیشنهاد غیر منتظره ای برای انجام مذاکرات دوجانبه با آمریکا را مطرح کرده که در مورد مسائل حل روابط شیعه و سنی در عراق می باشد. آیت الله خامنه ای حتی در باره امکان ارائه کمک های توصیه آمیز به آمریکایی ها اعلام کرد. این چه چیز جز علامت معینی به رجال آمریکایی می تواند باشد که اگر قرار است که چیزی هم عاید شود در ایران باید با چه کسی وارد صحبت شد؟

روشن است که ایران بازی خطرناکی تحت عنوان "چه کسی اول از همه خواهد ترسید" را آغاز کرده است. این را می توان درک کرد چرا که در تهران به خوبی حس می کنند که امروز جمهوری اسلامی شانس تبدیل شدن به امپراطوری ایرانی- شیعی را دارد و خود را نه تنها در منطقه بلکه در مقیاس های جهانی می تواند مطرح کند. اما تلاش تهران برای استفاده هر طور شده از این شانس ممکن است که حس منطقه ای را از وی سلب کند و دامی برای بلند پروازی هایش شود. در این صورت ایران ممکن است که در عراق درگیر شود و به طور جدی از خروج "شیطان بزرگ" آسیب ببیند.

نکند که با این احساس که بزودی آخر عصر ایران فرا خواهد رسید به طور غیر مستقیم سفر اخیر "ولادیمیر پوتین" به کشورهایی که از لحاظ ژئوپلیتیکی رقیب جمهوری اسلامی محسوب می شوند را مرتبط می دانند؟

"مجله سیاسی".


ارسال خبر  بازگشت به صفحه اصلی 
  امکانات
  Рейтинг@Mail.ru   Rambler's Top100