Rambler's Top100
RIA Novosti

فرستنده: مجتبی مقدم

29/08/1388 15:53

در پاسخ به خانم رکسان

بنام خداوند بخشاینده مهربان

قبل از اینکه در جواب شما چیزی بنویسم از اینکه املاء درست کلمه اباحی گری را برایم نوشتید بی اندازه متشکرم چون در ایدولوژی افرادی مثل من آموختن، یاد گرفتن و اعتراف به اشتباه کردن کاری بسیار سنجیده و بجاست حتی از کسی که بدیهی ترین اصول را ندیده میگیرد.

شما در نوشته هایتان چه در نووستی چه در وبلاگتان تاکید دارید لجن مال کردن، انگ زدن و تکفیر کردن از روشهای کسانی مثل من با عقاید من است اما جالب اینجاست که شما از حمله کردن به اعتقادات دیگران هیچ ابایی ندارید البته ایکاش فقط به اعتقادات من حمله میکردید؛ تا جایی که من از نوشته های شما دریافت کردم شما تمام حرفتان این است ، کسانی که از بحث منطقی عاجز هستند از زدن انگ به دیگران ابایی ندارند در جای جای نوشته های شما این مسئله به خوبی نمود پیدا میکند؛ البته اساسا بحث ما از همین معنی کلمه ی اباحی گری شروع میشود . من عین معنی این کلمه را از فرهنگ فارسی عمید برای شما نقل میکنم :

اباحی - کسی که هر چیز و هر کاری را مباح داند و ارتکاب هر گناهی را جایز شمارد ، مزدکیان و باطنیه را هم اباحی و اباحیه نامیده اند . در فارسی اباحتی نیز گفته شده.( جلد اول.ص 68 س 13)

پس تفسیر این کلمه به جادوگری از طرف شما جای بسی تامل دارد . البته این خود یک بحث متفاوت است که در حال حاضر از حوصله این نوشتارا خارج است. 

اباحی گری یا به عبارتی دیگر لیبرال دمکراسی و مرامها و مسلکهای مشابه آن در این کلمه(اباحی گری) با هم اختلاف نظر که ندارند هیچ، بلکه احساس دوستی و برادری هم زیستی ،هم میکنند. البته همین واژه اومانیسم هم جز آنهاست.

اباحي گري يا به عبارتي ديگر ليبرال دمكراسي و مرامها و مسلكهاي مشابه آن در اين كلمه(اباحي گري) با هم اختلاف نظر كه ندارند هيچ، بلكه احساس دوستي و برادري هم زيستي ،هم ميكنند. البته همين واژه اومانيسم هم جز آنهاست. زيرا در تمامي اين مسلكها و مرامها شما آزاديد هر چيزي را آن طور كه دوستداريد تفسير كنيد وبا استفاده از همين قابليت، سكولاريزم ومثل آن  را قبول داريد و با تكيه بر همين اباحي گري با وارونه جلوه دادن حقايق آنطور كه دوست داريد(حريم خصوصي) را جايز ميدانيد.

البته فرمایشات شما به تمامی سطور بالا معترفند ونیازی به پیگیری یا آوردن مثال نیست اما از آنجایی که قصد دارم یکبار برای همیشه این بحث را به پایان ببرم مثالی از نوشته های شما را نقل میکنم :

}}بله،  آقای مقدم! مسلم بدانیم هم‌میهنان‌مان بر آنچه جنابعالی با الهام از تبلیغات عوام‌پسند محافل قدرت «اباحیگری» می‌خوانید نام دیگری خواهند گذاشت:   زندگی انسان در یک جامعة قانونمند انسانی!   ادعای اینکه زندگی انسان فقط و فقط یک «بعد» دارد،  و آنهم بعدی است که گروهی از روحانیت شیعه در رأس آن نشسته‌اند یک «تقلب» بیشرمانه است.  این برخورد «قشری‌تر» و حقیرتر و محدودتر از آن است که بتواند گونه‌گونی جامعة بشری را بازتاب دهد.  حکومتی که خود را نمایندة این نوع «قشریت» معرفی می‌کند در برنامه‌ریزی‌های خود به بن‌بست می‌رسد،  همانطور که شاهدیم امروز در بن‌بست افتاده‌اید.»

البته  از نقل دوباره این جملات از خداوند متعال و پیامبران الهی درخواست بخشش دارم «آنچه در کتاب مقدس مسلمانان به عنوان «شورا» مطرح شده، همان شورای سنتی قبائل صحرای حجاز است که در آن پیامبر در مقام «بزرگ قبیله» میان ‌خداوند و افراد قبیله نقش واسطه ایفا می‌کند. یادآور شویم در بعضی قبائل،  این «جادوگر» است که بین خدا و رئیس قبیله و نهایت امر مردم عادی حائل می‌شود،‌ حال آنکه در صدر اسلام پیامبر همزمان در جایگاه رئیس و جادوگر قبیله قرار گرفته بود؛ نقشی که در حکومت اسلامی بر عهده ولی‌فقیه گذاشته‌اند.»

«البته انکار نمی‌کنم که نگرش اومانیست دارم،  اما  نگرش من هر چه باشد،  شما نمی‌توانید از ورای آن اعتقادات مذهبی یا باورهای غیرمذهبی مرا دریابید، چرا که این اعتقادات و باورها «حریم خصوصی» من است و هیچ ارتباطی با «نگرش منطقی» ندارد.  روشن‌تر بگوئیم «احساسات» و «باورها» در یک بحث منطقی کوچکترین محلی از اعراب نمی‌تواند داشته باشد.  احساسات، باورها و توهمات فرد فاقد «دلیل منطقی» است.  و به همین دلیل برخلاف تبلیغات حلقة‌ فرانکفورت،   دین و مذهب را «عقلانی» به شمار نمی‌آوریم. برای ما امکان بازگشت به 1400 سال پیش وجود ندارد تا ببینیم محمد که بود و چه می‌گفت،  و  یا اینکه نظرش در مورد هزارة‌ سوم چه بوده. همچنین برای ما امکان ندارد که به درون ذهن افراد نفوذ کنیم و ببینیم به چه مسائلی معتقداند! هیچکس قادر نیست چنین کاری انجام دهد.   شما فقط می‌توانید به زور سرنیزه انسان‌ها را وادار کنید که بگویند،  بنویسند،  و تکرار کنند که باورهای‌شان منطبق است بر باورهای رسمی! به عبارت دیگر شما این افتخار را دارید که ایرانی را وادار به دروغگوئی و خودانکاری کنید.  هر که «مخالف» شماست،  «دشمن» است و از آنجا که شما طرفدار اسلام و حکومت دین اسلام هستید، دشمن‌تان هم «کافر» می‌شود.»}}

البته مثالهای دیگری هم هست من از وبلاگ شما چیزی نقل نمیکنم مطمئن باشید آنجا بیشتر کلماتی به خدا، پیامبران الهی، ... وکلا مقدسات مسلمین، حتی کلیمیان و مسیحیان نسبت داده اید نا روا است. جالب اینجاست که شما من و امثال من را متهم به لجن مال کردن دیگران میکنید خانم رکسان این کاملا بدیهی است که شما با عالم مردگان بی ارتباط هستید آیا می توانید از مرگ یک انسان که فرا رسیده با ابزار فعلی که ساخته دست بشر است جلوگیری کنید؟ جواب کاملا مشخص است نمی توانید چون شما هیچ کنترلی بر حیات خود ندارید. پس چگونه موجودی که هیچ کنترلی بر زندگی و مرگ خود ندارد می تواند یک قانون جامع بنویسد که بی نقص باشد؟ فرض محال توانستید این قانون را بنویسید، آیا هر قانونی که همه به آن رای داده اند خوب است؟ آیا خیلی چیزهای خوب که موجود هستند قانون شده اند ؟ جواب کاملا روشن است خیلی چیزها که خوبند قانون نیستند.

جالب اینجاست آنجا که بحث بر سر لجن مال کردن و انگ زدن باشد شما حریم خصوصی دارید اما در توهین به دیگران شما آزادید چون انسان محور هستید. آیا همین انسان محوری که میفرمائید، که میراث رنسانس در اروپاست این حق را برای اروپائیان قرن 17 و 18 و19 قائل نشد که مردمان آفریقا و آمریکای شمالی و جنوبی  مدتها بردگی کنند؟ آیا این قوانین امروز شما در روزگاران بعد از رنسانس که کلیسا و دین و مذهبی وجود نداشت اتفاق نیفتادند؟ برای من جای تعجب دارد شما ایرانی هستید 2500سال قبل چه چیزی باعث شد منشور کورش نوشته شود؟ آیا آن چیزی به غیر از وجود تعالیم زرتشت و یکتاپرستی بود که باعث شد ایرانیان چنین مردمانی باشند و چنین منشوری نوشته شود.

خانم رکسان همه ی آنچه در آسمانها و زمین اتفاق می افتد فقط و فقط از ذات حق تعالی سرچشمه میگیرد وبس یعنی در این عالم برگی از درختی نمی افتد مگر به اراده حق تعالی ؛ خانم رکسان ولایت و حکومت در دستان خالق متعال است در این شک نداشته باشید. البته گفتن این مطالب دردی از شما دوا نمیکند این بحث که من شما داریم چیز تازه ای نیست همیشه این بحث ها بوده و هست همیشه کسانی از نوع بشر حرفهایی مثل شما را زده اند ...اما یک سئوال اگر به احتمال یک درصد عرایض بنده صحیح باشد چه جوابی برای خداو پیامبران الهی و کلا آنهایی که در وبلاگتان به مسخره میگیرید دارید؟ قبلا در ذیل یکی از پستهای وبلاگتان گفته بودم و باز هم میگویم بنا به فرمایش حق تعالی در قران آیات 9 الی 11 سوره الذاریات :

)تنها) کسی از ایمان به آن منحرف می شود که از قبول حق سرباز می زند - کشته باد دروغگویان (ومرگ بر آنها)!-همانها که در جهل و غفلت فرو رفته اند بله خانم رکسان وای به روزی که انسان از حق فاصله بگیرد و خود را از همه چیز بالاتر ببیند ؛ آن موقع در آن جامعه قانونمند انسانی حریم هیچ چیز را نگه نمیدارد چون خود را حق و دیگران را باطل می انگارد البته بحث من و شما بیشتر اعتقادی است تا سیاسی اما از بعد سیاسی  اینطور که من از متن جوابیه شما متوجه شدم شما ساکن فرانسه هستید و در حال حاضر در ایران زندگی نمیکنید پس چگونه متوجه شده اید هفتاد میلیون ایرانی نیازهای اساسی و اولیه زندگی در ایران را ندارند و خنده آور تر امنیت ندارند؛ خانم رکسان من که در ایران زندگی میکنم هیچ کدام از این مشکلات که شما فرمودید را ندارم این مشکلات که شما فرمودئید 30 سال پیش در ایران حاکم بود البته جای تعجب ندارد شما 30 سال کمی بیشتر یا کمتر از این مملکت دور بوده اید و احتمالا به همین دلیل است که پا را گراف زیر را نگاشته اید؛

{{و اما گذشته از برچسب «کفر» و «ارتداد»،   به اضافة «پاسخ» سهراب سپهری که سرکار برای‌مان ارسال کرده‌اید،  ما چه می‌گوئیم؟   ما می‌گوئیم هفتاد میلیون ایرانی ورای اعتقادات‌شان،  به خوراک،  پوشاک،  مسکن،  آموزش،  بهداشت و امنیت نیاز دارند.  برای تأمین این حداقل، ‌ دلیلی ندارد که همه بپذیرند،  محمد پیامبر بوده و همه چیز را می‌توان در قرآن یافت!   حتی اگر به فرض محال همة ایرانیان مسلمان و معتقد به اسلام هم باشند.  ما می‌گوئیم باورها و اعتقادات هر فرد «حریم خصوصی» اوست و نمی‌تواند به «قانون» و «مقررات» برای «جمع» تبدیل شود.  ما می‌گوئیم ایرانی انسان است،  و نیازهای انسانی دارد،  پس شایستة‌ یک حکومت انسانی است.}}

البته مطمئن هستم شما به این بحث خاتمه نخواهید داد . ترجیح میدهم من بعد در وبلاگ شما به این بحث ادامه دهیم و به حریم خصوصی دیگران وارد نشویم چون من به غیر از وبلاگ شما در جای دیگری جوابگوی شما نخواهم بود.

با تشکر از «ریا نووستی» فارسی و سردبیر محترم

ارادتمند

مجتبی مقدم

تاکید می کنیم که نظر خوانندگان می تواند مغایر با موضع «ریا نووستی» باشد