|
|
|||||
خوانندگان گرامی! شما می توانید نظرات خود درباره این مقاله را برای ما ارسال کنید، بهترین و جالب ترین نظرات آخر هفته در سایت درج خواهند شد. برای نوشتن نظرات خود اینجا کلیک کنید نظرات نویسندگان مقالات ممکن است مغایر با موضع خبرگزاری «نووستی» باشد استفاده از مطالب خبرگزاری «نووستی» تنها با ذکر منبع مجاز است تهران-2008 یا برداشت هایی گذرا درباره اقامت کوتاه من در جمهوری اسلامی ایران مسکو، "ویچسلاو کارف"، ویژه خبرگزاری «نووستی» روسیه/ تهران، شهر تضادها یکی دیگر از بناهای یابود رژیم سابق ایران، بیش از چکمه محمد رضا شاه شانس آورده است. در مرکز تاریخی شهر، در خیابانی که اکنون امام خمینی نام گرفته است، می توان بنایی با عظمت را دید که در راهنماها "دروازه قدیمی شهر" نامیده شده است. اگر بدقت به این دروازه نگاه کرد، می توان آثار زمان شاه را دید که تا آخر از روی آن محو نکرده اند. زمانی بالاترین قسمت این طاق را تصویر شاه ایران زینت داده بود که اکنون حذف شده و جای خالی بوجود آمده را کارتن گذاشته اند، اما فراموش کرده اند که تاج شاه که کمی بالاتر از تصویر نصب شده بود را بردارند. حکاکی های روی این طاق، نقش هایی نظامی و میهن پرستانه، یعنی سلاح و پرچم هستند. مقامات ایران سعی کرده اند تصویر شیر شاهنشاهی روی پرچم را از بین ببرند و باید گفت که موفق هم شدند اما نه تا آخر. در بخش پایینی سرخ رنگ پرچم بطور مشخص پنجه های شیر و بخشی از دم آن دیده می شود. در عین حال در تهران می توان اشیای مختلفی از زمان شاه را دید. در مغازه های عتیقه فروشی می توان تصویر شاه و خانواده او، نشان ها و مدال های منقش به تصویر او و دسته ای بزرگ از اسکناس های زمان شاه با عکس محمد رضا شاه و بسیاری چیزهای دیگر را دید. نظر تهرانی هایی که من با آنها گفتگو داشتم درباره شاه را می توان با چند کلمه توصیف کرد: نسل قدیم که در زمان شاه زندگی کرده بود، دلتنگ است و نسل جوان کنجکاوی رمانتیک دارد. دلتنگی گذشته، آنطور که بنظر من می رسد، چیزی است که همه انسان ها دارند، همیشه بنظر ما می رسد که "قبلاً بهتر بود". اما با این حال بنظر من بسیاری از تهرانی ها از محدودیت های متعدد که توسط مقامات اسلامی وضع شده اند، خسته هستند، از گسترش بروکراسی (کاغذ بازی) که بطور باور نکردنی زندگی بیشتر مردم شهر را دشوار کرده است. زمانی که من در پایتخت ایران بودم، دو خبر بسیار سبب شگفتی من شدند. اولین خبر که از تلویزیون پخش شد، این بود که در یک منزل شخصی دانشجویان دختر و پسر جمع شده بودند که تولد هم دانشگاهی خود (پسر) را جشن بگیرند که با این کار آنها ممنوعیت چنین تجمعاتی را نقض کردند، چرا که جوانان دختر و پسر که ازدواج نکرده اند و یا خویشاوندی ندارند، حق ندارند باهم دیدار کنند. گروهی از "پلیس اخلاق" (مفاسد) به "محل جرم" آمده و شرکت کنندگان در این تجمع غیر قانونی را متفرق کرد. هر یک از میهمانان چند صد دلار جریمه پرداخت و مادری که اجازه داده بود در خانه او چنین تجمعی برگزار شود، به مبلغی برابر پنج هزار دلار جریمه شد. خبر دیگر خیلی خشونت آمیز تر بود، به من اطلاع دادند که مقامات ایران تصمیم گرفته اند برای قاچاقچیان مشروبات الکلی حکم اعدام صادر کنند. یقین دارم که علیرغم تمامی سختگیری ها و ممنوعیت ها، قاچاق مشروبات الکلی ادامه خواهد یافت. همان طور که روسپی گری و سایر جرایم و تخلفاتی ادامه خواهند یافت که تا کنون هیچ رژیمی، هیچ کجا و هیچ وقت، به هیچ روشی هر چقدر هم که خشونت آمیز و سختگیرانه باشد، نتوانسته آنها ریشه کن سازد. بویژه که همه جا و همیشه بخشی از درآمد چنین کارهایی را خود مسئولین دولتی که باید طبق تعهدات شغلی با این ها مبارزه کنند، برای خود می گیرند. بعید است که ایران نیز در این میان استثنا باشد. اما به دلار باز می گردیم. مقامات ایران در پاسخ به دشمنی آشکاری که بوش و سایر مقامات رسمی آمریکا نسبت به ایران نشان می دهند، دشمنی خود نسبت به ارز آمریکایی را نشان دادند. دلار در ایران اکنون محترم شمرده نمی شود. اما این تنها در سطح رسمی است. در زندگی عادی مردم، دلار میهمانی عزیز است. برای من شگفت انگیز بود که با وجود تمام سختگیری ها در ایران در خیابان های تهران صراف های خیابانی آشکارا خدمات خود را پیشنهاد داده و دسته ای کلفت از اسکناس ها را تکان می دهند. اگر لازم باشد بابت عوارضی رسماً به ارز پرداخت شود، آن را به یورو قید می کنند، اما دلار هم می گیرند. تهران امروز در وضعیت محاصره اقتصادی تهدید حمله آمریکاست که می تواند در هر زمانی رخ دهد. اما من در خیابان ها هیچ نشانه ای از تشنج در چهره های تهرانی ها ندیدم. در گفتگوها گاهی نگرانی و انتظار خطر دیده می شود. اما در خیابان ها چنین چیزی قابل تشخیص نیست. در روزهای تعطیل همه رستوران ها پر هستند، در روزهای عادی انبوه مردم به چشم می خورند که از پاساژها و مغازه ها دیدن می کنند که جنس در آن ها در حال سر رفتن است. انطور که من فهمیدم، در تهران تقاضا برای گوشی موبایل و تلویزیون بسیار زیاد است و در این مغازه ها همیشه مشتری های زیادی هستند. استراحت در خارج از کشور نیز در تهران رواج دارد، بویژه در کشورهایی که از نظر ایدئولوژیکی به ایران نزدیک هستند، مثل سوریه و لبنان. بلیط برای پرواز تهران-دمشق و یا تهران-بیروت را باید از قبل سفارش داد و هواپیماها در این مسیرها همیشه پر هستند. بنظر می رسد که برای ایرانیان سفر به این کشورها آسانتر است. در اینجا باری دیگر مجبور به مقایسه جمهوری اسلامی ایران با اتحاد شوروی می شوم. این کشورهای عربی برای ایرانیان، مشابه کشورهای سوسیالیستی برای ما در زمان شوروی هستند. ادامه دارد... بخش های پیشین این مطلب:
|
|
|
|
||