20/04/1387 17:34
خوانندگان گرامی! شما می توانید نظرات خود درباره این مقاله را برای ما ارسال کنید، بهترین و جالب ترین نظرات آخر هفته در سایت درج خواهند شد.
برای نوشتن نظرات خود اینجا کلیک کنید
نظرات نویسندگان مقالات ممکن است مغایر با موضع خبرگزاری «نووستی» باشد
استفاده از مطالب خبرگزاری «نووستی» تنها با ذکر منبع مجاز است
تهران-2008 یا برداشت هایی گذرا درباره اقامت کوتاه من در جمهوری اسلامی ایران
مسکو، "ویچسلاو کارف"، ویژه خبرگزاری «نووستی» روسیه/
تهران، شهر تضادها
...حال که صحبت به سفر رسید، نمی توانم از برداشت های خودم درباره دروازه های هوایی پایتخت ایران ننویسم که بنظر من یکی از تضادهای این شهر است. تصور کنید: در وسط بیایان یک آکواریوم بزرگ شیشه ای وجود دارد. وقتی به آن نزدیک می شدیم، نمی توانستم بفهمم که در گرمای تابستان مسافرین چه حسی در اینجا خواهند داشت؟ فعلاً هیچ کس نمی تواند به این سوال من پاسخ دهد، فرودگاه جدید امام خمینی در تهران تنها در ماه نوامبر سال گذشته به بهره برداری رسید.
اما در اواسط ماه آپریل در سالن بزرگ پرواز اصلاً نمی شد احساس راحتی داشت، نور زننده در سالن، چشم را خسته می کرد، بسیار گرم نیز بود، چرا که سیستم خنک ساز یا هنوز کار نیفتاده بود و یا دیگر از کار افتاده بود. فرودگاه طوری ساخته شده است که راهروهایی که به سمت هواپیما می روند، در بین طبقات هستند، از این رو فردی که وارد می شود، باید به سمت بالا و کسی که خارج می شود، در راهروهای طولانی به پایین حرکت کند که اصلاً راحت نیست.
فکر می کنم که در نقشه یا ماکت، ساختمان فرودگاه تهران بسیار تاثیر گذار به نظر می رسد. همچنین فکر می کنم که مقامات ایران می خواستند همه را شگفت زده سازند. که باید گفت شگفت زده هم کردند... اما فکر نمی کنم که مسافرین از این خوشحال باشند. در هر صورت من که تا حالا چنین اعجوبه ای با این عظمت ندیده بودم. حتی معماران دوبی و ابوظبی که به کارهای عجیب خود مشهور هستند، فکرشان به چنین چیزی نرسیده است، در فرودگاه های این شهرها سعی می کنند مسافرین را سایه جای بدهند و نه در اجاق خورشیدی.
شاید این پیش داوری من باشد. خواهیم دید که آنانی که تابستان به ایران سفر می کنند، چه خواهند گفت.
و یک پدیده دیگر در تهران که کمتر مرا متعجب نساخت: زمانی که مغازه های عتیقه فروشی نزدیک خیابان فردوسی را نگاه می کردم، با تعجب بسیار دیدم که در آنها تعداد نشانه های افتخار زمان شوروی که به مادران دارای فرزندان بسیار داده می شدند (به مادران دارای بیش از 10 فرزند)، در هر سه نوع درجه یک، دو و سه وجود دارند. و بیشتر این مرا متعجب می کرد که در وطن خود من اینها را به این تعداد زیاد ندیده بودم و تا جایی که بیاد می آورم، اصلاً هیچگاه آنها را ندیده بودم. در شوروی ما این تعداد مادر که دارای فرزندان بسیار باشند، نداشتیم! این که فروشندگان عتیقه برای چه آنها را خریداری کرده اند، اینقدرها هم مهم نیست. مهمتر این است که این وفور که نمی توان آن را پدیده ای مثبت دانست، نه از تضادهای تهران و بلکه یکی از تضادهای زندگی اجتماعی ما در دهه های اخیر است.
بجای حرف آخر
با روی هم گذاشتن برداشت های پراکنده ام، می توانم بگویم که در کل من از تهران خوشم آمد. این شهری است که به نوبه خود زیباست و جاهای بسیاری دارد که نظر توریست را جلب می کند، ساختمان ها، بناهای یادبود، پارک و میدان های سرسبز. این شهر هم شبیه پایتخت هاییست که در خاور نزدیک پیشتر دیده بودم و هم شبیه نیست.
بزرگراه های پهن و برج های شمال تهران در تضادی شدید با ساختمان های فدیمی و کوچه های باریک مناطق جنوبی هستند. همه اینها زیبایی بی نظیری به چهره تهران می دهند.
حیف که در شهر عملاً همه جا عکس گرفتن ممنوع است. هموطنان من که در تهران کار می کنند به من هشدار دادند که در خیابان ها بهتر است عکس یا فیلم نگرفت، چرا که می تواند ناگواری هایی به همراه داشته باشد.
آنطور که من فهمیدم، تهرانی ها علیرغم زندگی دیوانه وار شهری، افرادی دلنشین، آرام و با برخورد محترمانه هستند.
در هر صورت اقامت کوتاه من در تهران این تمایل را در من بوجود آورد که نه یکبار، به این شهر بازگردم.
بخش های پیشین این مطلب:
| 17:42 01.05.1387 | دانشنامه گرافیکی: رکوردهای بین المللی جهانگردی |
| 17:48 19.04.1387 | تهران-2008 (بخش سوم) |
| 18:01 18.04.1387 | تهران-2008 (بخش دوم) |
| 20:46 17.04.1387 | تهران-2008 |